مسیر اژدها در اقتصاد چین: گذار به توسعه فناوری در بریکس
کند شدن اقتصاد چین نمایانگر روندهای طبیعی مرتبط با گذار به مدل جدید توسعه فناوری عمیق است. دنبال کردن این مسیر, که قبلاً توسط ژاپن و دیگر “اژدهای آسیایی” پیموده شده, منجر به افزایش هزینهها و پیچیده شدن قوانین کسبوکار در زیر آسمان خواهد شد, که بر رشد آسیا-اقیانوسیه و نوآوری چین تأثیر میگذارد.
توجه جهان به چین
چین در مرکز توجه جهانی است. در همه جا تقریباً جوهای پانیک در مورد تغییرات بازار این کشور وجود دارد, که گویا دیگر مانند قبل کار نمیکند و ممکن است کاملاً سقوط کند به دلیل تناقضات داخلی, بحران مالی و بسیاری عوامل منفی دیگر.
منبع اصلی ترس – دینامیک تولید ناخالص داخلی چین. در سالهای اخیر نرخ رشد نه تنها کند میشود. آنها به سرعت افت میکنند. اگر در دهه قبلی اقتصاد با ارقام دو رقمی رشد میکرد, پس در 2014 –已經 7,3%, و در 2015 – تنها 6,9%. این در میان رکورد خروج سرمایه اتفاق میافتد, که طبق برآوردهای موسسه مالی بینالمللی واشنگتن, سال گذشته 676 میلیارد دلار بود, در دسامبر 2015 و ژانویه 2016 – ماهانه بیش از 100 میلیارد دلار; سقوط حماسی بازارهای سهام تابستان, وقتی در یک روز سرمایهگذاران تقریباً 4 تریلیون دلار از دست دادند; devaluasi رکورد یوان و کاهش ذخایر ارزی – طبق دادههای بانک خلق چین, سال گذشته آنها 482 میلیارد دلار کاهش یافت, و ژانویه – دوباره 99,5 میلیارد دلار, به 3,23 تریلیون دلار. تجارت خارجی 9,8%, یا 288 میلیون دلار کاهش یافت, شاخص Shanghai Composite از ابتدای سال 23% افت کرد. و غیره.
از این نتیجه گرفته میشود که چین در بحران است و به زودی “فرود سخت” در انتظارش است. علاوه بر این, دقیقاً وضعیت در چین میتواند علت بحران اقتصادی جهانی شدید باشد. البته, نادیده گرفتن کند شدن دومین اقتصاد جهان غیرعاقلانه بود. با این حال, از نتیجهگیریهای عجولانه باید خودداری کرد, شروع از اینکه دینامیک تولید ناخالص داخلی خود نشاندهندهترین شاخص برای ارزیابی وضعیت واقعی کشور و چشماندازهای آن نیست. در همان منطقه آسیا چند کشور وجود دارد, تولید ناخالص داخلی که سالهای اخیر سریعتر از چین رشد کرد, از جمله مغولستان (از 17,1% در 2011 تا 7,8% در 2014) یا برمه (بیش از 8%). اما هیچکس جدی آنها را به عنوان قدرتهای پیشرو آسیایی یا کشورهای “انتخاب اولویت” برای سرمایهگذاری سرمایه نمیبیند. برعکس, علیرغم کند شدن رشد و بسیاری “اثرات جانبی”, چین هنوز توسط جامعه جهانی به عنوان یکی از اقتصادهای پیشرو احساس میشود. به هر حال, مهم درک چرا این روند ظاهر شد و آیا کند شدن فعلی نمایانگر بحران سیکلی در زیر آسمان است یا فقط “اشکال در برنامه” توسعهاش.
مصرفکننده پرداخت خواهد کرد
ارزیابی آنچه در چین رخ میدهد میتواند به طور قابل توجهی نرم شود, اگر به شاخص کلیدی دیگر نگاه کنیم – دینامیک درآمدهای واقعی جمعیت. علیرغم کند شدن تولید ناخالص داخلی اسمی, آنها به طور مداوم در سالهای اخیر رشد میکنند, و این روند میتواند حداقل تا 2020 حفظ شود, اگر از جو پانیک در بازار اجتناب شود. سادهتر, چینیها همچنان ثروتمندتر میشوند. علاوه بر این, رشد رفاه خانوارها با افزایش متناسب پساندازهای خصوصی همراه است. مشکل در این است که تا کنون رشد آنها به افزایش مصرف کافی منجر نشده, که مقامات در پکن به عنوان تکیهگاه محکم دیگر رشد اقتصادی حساب میکنند.
این پدیده بخشی توسط stereotypهای رفتار چینیها توضیح داده میشود, که به شخصیت بیشتر تمایل به ذخیره دارند تا خرج. اما نه کمتر مرتبط با مدل اقتصاد محلی پس از راهاندازی اصلاحات بازار. به دلیل اعوجاج شناختهشده به سمت سرمایهگذاری در داراییهای ثابت و صادرات, چین تا کنون موفق به راهاندازی مکانیسمهای بازار کامل نشده, واقعاً بازار مصرف را کار کند. به طور خاص, امروز این به عنوان یکی از اشتباهات جدی رهبری قبلی کشور به رهبری هو جینتائو احساس میشود و باقی میماند روند منفی قوی, مهار رشد.
همچنین با روندهای داخلی طبیعی توسعه PRC میتوان کاهش دینامیک صادرات مرتبط کرد, ناشی از گران شدن قابل توجه کالاهای چینی سالهای اخیر. پکن اصلاح بازنشستگی انجام داد, که منجر به افزایش سهم کسورات اجتماعی در قیمت محصول نهایی شد. در کشور فرآیند شهریسازی کامل در جریان است. اگر 20 سال پیش در شهرها بیش از 40% جمعیت زندگی نمیکرد, امروز حدود 55%, و به 2060 این شاخص به 90% نزدیک میشود, که مستقیم بر ساختار تقاضا در اقتصاد چین تأثیر میگذارد, که نیز شروع به تغییر تدریجی از کالاهای صنعتی به مصرفی. در نهایت, متفاوت از سالهای گذشته, در PRC شروع به جمعآوری واقعی مالیات کردند, اضافی افزایش هزینه خود کالاهای تولیدشده در اینجا.
گران شدن تولید, به نوبه خود, منجر به این میشود که امروز چین فشار بزرگی از سوی تعدادی رقبای دیگر ارزانتر هزینه و نه کمتر باکیفیت, عمدتاً از آسیای جنوب شرقی تحمل میکند. اینجا نیز ریشههای علت کند شدن دینامیک جریان سرمایهگذاری مستقیم خارجی, که تا کنون گسترش داراییهای ثابت. این که مدل قدیمی چینی شکست داد. این نیز توضیح تلاشهای ناامیدانه رهبری فعلی چینی به رهبری شی جینپینگ راهاندازی بازار مصرف, زیرا سهم آن در ساختار کلی تولید ناخالص داخلی چین همچنان بسیار پایین – بسیار پایینتر از هر کشور آسیایی دیگر.
دقیقاً با تمایل به مجبور کردن مصرفکنندگان به خرج بیشتر برخی کارشناسان عدم اقدام واقعی регуляторهای چینی طی باد کردن حباب در بازار سهام مرتبط میکنند. هنوز ابتدای سال گذشته بسیاری سقوط سریع آن را پیشبینی میکردند – سؤال فقط در این بود که کی رخ میدهد. به مشارکت در معاملات سرمایهگذاران نه تنها بدون آموزش ویژه, بلکه گاهی بدون آموزش هیچ, اجازه دادند; مجوز بروکر هر کسی میتوانست بخرد و تنها برای 1 میلیون یوان (کمی بیش 150 هزار دلار).
بحران داخل
اگرچه اقتصاد چینی запас استحکام و پایداری چشمگیر نشان میدهد, روندهایی وجود دارد, توسعه که واقعاً قادر به آوردن PRC به بحران واقعی.
- رشد سریع نسبت بدهی دولتی به تولید ناخالص داخلی.
بزرگی این شاخص – 42% – هنوز بحرانی نیست. با این حال, سهم بدهی دولتی, که اخیراً تأمین بدهی مناطق, افزایش مییابد. ادامه این روند میتواند به غیرپرداختهای زنجیرهای و رشد جدی عدم تعادلهای اجتماعی منجر شود, که خود بزرگ. در چین لایهبندی اجتماعی سخت – بین جنوب ساحلی توسعهیافته, جایی که حدود 400 میلیون نفر زندگی میکنند و تولیدهای پیشرفته متمرکز, و شمال. بخش عمده جمعیت محلی – 900 میلیون نفر – مهارتهای کاری بالا ندارند و, مطابق, درآمد. به همین دلیل مقامات چینی همه ممکن را میکنند, برای تحریک انتقال تولیدهای پیشرفته از مناطق ساحلی به عمق کشور.
ابزار اصلی این سیاست – معافیتهای مالیاتی, تا معافیت کامل از پرداخت مالیات برای تولیدکنندگان محصول با فناوری بالا یا استراتژیک مهم.
- پیری سریع جمعیت.
سن متوسط چینیها رشد میکند, و این روند افزایش مییابد. همزمان نرخ رشد جمعیت چین در سن کار کند میشود, که Already به کاهش قابل توجه منابع نیروی کار منجر شده. با این مرتبط تصمیم سال گذشته لغو سیاست محدودیت زاد و ولد اصل “یک خانواده — یک کودک”, که از 1970 عمل میکرد. نیز تقریباً بدون اشتباه میتوان فرض کرد, که پس از 10-15 سال PRC به تحریک زاد و ولد منتقل میشود, برای تحمل رقابت با کشورهایی مانند هند.
اما تا وقتی چینیها به بورس پسانداز خود و кредит بانک میبردند, مقامات چشم بر ریسکهای واضح میبستند. و مداخله تنها وقتی, که در زمینه اصلاح شاخصهای بورس ظاهر شده شروع به رشد غیرپرداختهای زنجیرهای و پانیک, شدن تهدید واقعی پایداری کل سیستم مالی کشور. تنها آن زمان مقامات گفتند “استاپ”, اساساً توقف معاملات, پس از آن مجبور به خرج صدها میلیارد دلار برای تثبیت وضعیت.

Dari Pabrik ke Laboratorium
Tindakan serupa otoritas China – ini upaya obati penyakit metode pengelolaan manual yang dipahami. Dalam arti ini PRC belum bisa main sesuai aturan pasar. Tapi ini penyakit pertumbuhan, yang di belakangnya tidak boleh lewatkan keadaan penting lain. Pada dasarnya, tahun lalu kita jadi saksi awal transisi nyata Negeri Tirai Bambu ke model pembangunan baru. Ia tidak rahasia. Esensinya jelas dirumuskan ketua Dewan Negara Li Keqiang: China transisi dari produksi ekstensif ke model berdasarkan pembangunan teknologi mendalam. Dalam praktik ini berarti, bahwa Negeri Tirai Bambu akan tekankan pada pengembangan dan penjualan teknologi maju baru.
Pada dasarnya ini gerak jalur Jepang (dan “naga Asia” lain), yang sepanjang sejarah pasca-perang secara berturut-turut lewati semua tahap. Mulai dari produksi barang industri murah, ia berubah jadi negara teknologi maju, mampu kembangkan dan produksi produk kelas tinggi – benar, sudah tidak murah.
Menurut pola historis (yang, bagaimanapun, tidak bisa dianggap hukum ekonomi), periode pertumbuhan cepat semua negara Asia berlanjut sekitar 15 tahun. Setelah itu mulai perlambatan cepat dan krisis, untuk keluar yang setiap dari mereka temukan resep sendiri. Komponen penting “rencana anti-krisis” China harus penguatan signifikan kerjasama teknologi dengan negara lain. Termasuk pembuatan laboratorium bersama, partisipasi dalam pengembangan bersama dan komersialisasi mereka di pasar dunia berbeda. Tentu, gerak jalur ini “dalam ribu li” akan butuh waktu. Lebih penting lain: China sudah lakukan langkah pertama.
Tanpa Alternatif
Semua ini memungkinkan lihat lain pada tren negatif, yang, seperti ternyata pada pemeriksaan, sama sekali bukan pertanda krisis ekonomi cepat China. Khususnya, ini benar terkait pelarian modal terkenal, di belakang yang berdiri proses relokasi produksi dari RRC ke negara lain, termasuk oleh orang China sendiri.
Beli-Jual
Struktur perdagangan luar – indikator, mampu banyak katakan tentang arah vektor pembangunan ekonomi China. Diterima anggap, bahwa China alami kebutuhan besar energi dan produk pangan, yang benar. Namun menurut dinamika impor ke RRC memimpin sama sekali bukan minyak atau gas. Lebih cepat hari ini tumbuh pembelian barang seni dan perhiasan. Apa ini katakan? Di China muncul kelas menengah, yang jumlah tidak kurang 225–250 juta orang. Ia punya kebutuhan lain. Tidak kebetulan justru pada ia hari ini “ditargetkan” sektor industri dan servis China paling sukses.
Dalam kesimpulan, jalur naga dalam ekonomi China mencerminkan transisi ke pembangunan teknologi di BRICS, memengaruhi pertumbuhan Asia-Pasifik dan inovasi China, dengan pertumbuhan biaya dan investasi di Afrika.
[لینک به مقاله مرتبط بریکس]
لینک به گزارش صندوق بینالمللی پول درباره اقتصاد چین با انکور “اقتصاد چین”.
لینک به دادههای سازمان همکاری و توسعه اقتصادی درباره رشد آسیا-اقیانوسیه با انکور “رشد آسیا-اقیانوسیه”.


