انقلاب صنعتی سوم: استراتژی جرمی ریفکین برای تغییرات آب و هوایی و رشد اقتصادی

باز کردن رشد پایدار از طریق انقلاب صنعتی سوم

BRICS Plus
Disclosure: This website may contain affiliate links, which means I may earn a commission if you click on the link and make a purchase. I only recommend products or services that I personally use and believe will add value to my readers. Your support is appreciated!

 انقلاب صنعتی سوم نشان‌دهنده تغییر حیاتی لازم برای مقابله با تهدید فزاینده تغییرات آب و هوایی جهانی است. بشریت باید این پارادایم را به سرعت بپذیرد نه تنها برای تضمین بقای بیشتر گونه‌ها روی زمین، بلکه برای تزریق شتاب “سبز” جدید به اقتصاد جهانی راکد. آینده‌شناس مشهور جرمی ریفکین، معمار مفهوم انقلاب صنعتی سوم، طرح نجات سیاره را بر پایه این ایده ترسیم می‌کند. او این بینش‌ها را طی فروم “نوآوری‌های باز” در مسکو به اشتراک گذاشت.

تولید ناخالص داخلی جهانی در سراسر جهان در حال کاهش است به دلیل رکود بهره‌وری 20 ساله. این امر منجر به نرخ بیکاری بالا، به ویژه در میان جوانان، شده که بحران اقتصادی مداوم را تغذیه می‌کند. کارشناسان 25 سال رشد بسیار پایین را پیش‌بینی می‌کنند.

این رکود مسئله‌ای بسیار جدی‌تر را تقویت کرده: تغییرات آب و هوایی پایدار، ناشی از انتشار گازهای گلخانه‌ای عظیم از دو انقلاب صنعتی در قرن‌های نوزدهم و بیستم.

ترس واقعی تغییرات آب و هوایی در اختلال چرخه آب زمین نهفته است. ما زمستان‌های پربرف‌تر، سیل‌های شدید بهار و پاییز، و خشکسالی‌های رکورددار تابستانی را تجربه می‌کنیم. این نشان‌دهنده چیست؟ اکوسیستم‌ها در تطبیق با این تغییرات دراماتیک رطوبت شکست می‌خورند. آنها در حال مرگ هستند. دانشمندان هشدار می‌دهند که زمین اکنون، در زمان واقعی، رویداد انقراض جمعی ششم را تجربه می‌کند. در 80 سال آینده، ممکن است حدود 50% از تمام اشکال زندگی روی این واحه شکننده در کیهان را از دست بدهیم. این فرآیند غیرقابل کنترل است، و گونه انسانی خود ما نیز با خطر انقراض روبرو است.

- تبلیغات-
Ad imageAd image

زمان تصمیم‌گیری رسیده است. جهان به دیدگاهی اساساً جدید برای توسعه اقتصادی نیاز دارد، همراه با طرح عملی جسورانه برای اجرای آن در عرض 30 سال. این ممکن است آخرین امید ما برای عبور از این مسیر تیغ‌مانند باشد.

برای درک این تغییر پارادایم اقتصادی عظیم، در نظر بگیرید که جهان ما حداقل هفت تحول چنین دیده است. در لحظات کلیدی، سه فناوری بنیادی همگرا می‌شوند تا پلتفرمی جهانی تشکیل دهند: روش‌های ارتباطی جدید، منابع انرژی جدید، و سیستم‌های حمل و نقل جدید. با هم، آنها مدیریت، تأمین انرژی، و حمل و نقل را در مراحل مختلف ایجاد ارزش بازسازی می‌کنند.

این در قرن نوزدهم با انقلاب صنعتی اول بریتانیا رخ داد. تلگراف با زغال سنگ ارزان همگرا شد، که موتور بخار را قدرت می‌داد، که نهایتاً لوکوموتیوها را روی ریل‌ها حرکت می‌داد.

به طور مشابه، انقلاب صنعتی دوم در قرن بیستم توسط ایالات متحده رهبری شد. برق مرکزی، تلفن، رادیو، و تلویزیون با نفت ارزان تگزاس ادغام شدند. با قرض گرفتن موتور احتراق داخلی آلمان، آمریکا جامعه را با خودروها، کامیون‌ها، و اتوبوس‌ها متحرک کرد.

ما قرن بیستم را اینگونه پشت سر گذاشتیم، زیرا جهان انقلاب صنعتی دوم را پذیرفت. اوج آن در ژوئیه 2008 آمد، وقتی نفت خام برنت به رکورد 147 دلار در هر بشکه رسید، فعالیت جهانی را متوقف کرد. این زلزله اقتصادی بود، با سقوط بازار مالی دو ماه بعد به عنوان پژواک مستقیم آن.

- تبلیغات-
Ad imageAd image

وقتی قیمت نفت از 95 دلار در هر بشکه فراتر می‌رود، همه چیز گران‌تر می‌شود. سوخت‌های فسیلی تولید را پشتیبانی می‌کنند—از کودها و مواد ساختمانی تا داروها، الیاف مصنوعی، انرژی، حمل و نقل، گرما، و نور. در حدود 120 دلار در هر بشکه، قدرت خرید تبخیر می‌شود، رشد را متوقف می‌کند. اقتصادها گسترش می‌یابند، قیمت‌ها بالا می‌روند، سپس انفجار—انقباض دنبال می‌شود.

ما همچنان در این چرخه‌ها گیر افتاده‌ایم بدون فرار. ما شاهد غروب آهسته انقلاب صنعتی دوم هستیم، که وابسته به ارتباطات مرکزی، سوخت‌های فسیلی، انرژی هسته‌ای، و موتورهای احتراق داخلی برای حمل و نقل زمینی، دریایی، و هوایی است. این محو شدن ممکن است نیم قرن دیگر ادامه یابد. اکنون زمان ظاهر شدن مفهوم جدید است.

دید آنگلا

وقتی آنگلا مرکل صدراعظم آلمان شد، مرا به برلین دعوت کرد تا راه‌های تسریع رشد اقتصادی ملی را کاوش کنیم. سوال اول من این بود: “خانم صدراعظم، اگر کسب‌وکارهای شما روی پلتفرم زیرساختی انقلاب صنعتی دوم عمل می‌کنند، چگونه رشد ممکن است؟ تا زمانی که تغییر نکند، بهره‌وری نمی‌تواند افزایش یابد، زیرا این پلتفرم در اوایل دهه 1990 به اوج رسید.”

- تبلیغات-
Ad imageAd image

بهره‌وری بر سه عامل وابسته است. اول، سرمایه برای ماشین‌های پیشرفته. دوم، نیروی کار ماهر. قبلاً فکر می‌کردیم این کافی است، اما آنها فقط 14% از کل بهره‌وری را تشکیل می‌دهند. عامل سوم—کارایی تجمعی—باقی 86% را مدیریت می‌کند. این نسبت کار بالقوه به کار مفید در هر مرحله ایجاد ارزش را اندازه‌گیری می‌کند.

هر روز، انرژی را از طبیعت استخراج می‌کنیم—عناصر خاکی نادر برای گوشی‌های هوشمند، سنگ معدن فلزی برای مواد، یا سوخت‌های فسیلی. در هر گام، تبدیل، ذخیره، حمل، تولید، مصرف، و بازیافت می‌کنیم. این زنجیره ارزش است. انرژی برای پیشرفت کالا یا خدمات صرف می‌شود، اما ضررها رخ می‌دهد—شناخته‌شده به عنوان آنتروپی یا از دست دادن گرما. برای مثال، شکارچی تنها حدود 10% انرژی طعمه خود را به دست می‌آورد؛ بقیه در تعقیب، مصرف، و تحول متابولیک پراکنده می‌شود. بنابراین، کارایی تجمعی در اینجا تنها 10% است.

فرآیندهای اجتماعی متفاوت نیستند. من این را به صدراعظم رساندم، اشاره کردم که در 1903، در شروع انقلاب صنعتی دوم در ایالات متحده، کارایی تجمعی 3% بود. تا دهه 1990، به اوج 13% در ایالات متحده و رکورد 20% در ژاپن رسید. از آن زمان هیچ پیشرفتی. اصلاحات بازار، روابط کار، یا مالیات، یا نوآوری‌هایی مانند دره سیلیکون، اگر در پلتفرم قدیمی گیر کرده، کارایی 20% 86% بهره‌وری را محدود می‌کند.

در آن بازدید، انقلاب صنعتی سوم نوظهور را ارائه دادم: همگرایی جدید ارتباط، انرژی، و حمل و نقل. در نهایت، مرکل گفت: “آقای ریفکین، آلمان از دیدگاهی که توصیف کردید پیروی خواهد کرد.”

تحت رهبری ده ساله مرکل، آلمان بخش برق خود را دگرگون کرد. امروز، حدود 30% برق تجدیدپذیر است. در پنج سال، انرژی خورشیدی و بادی به 40% خواهد رسید، و در 25 سال، 100%.

Third Industrial Revolution -

انقلاب بزرگ

برای درک پلتفرم انقلاب صنعتی سوم، از اینترنت و دیجیتال‌سازی شروع کنید. اینترنت ارتباطی، که 25 سال پیش عمومی شد، بالغ شده است. تقریباً همه گوشی هوشمند دارند. اکنون، با اینترنت انرژی تجدیدپذیر دیجیتال و سیستم‌های GPS خودکار ادغام می‌شود، به زودی شامل اینترنت حمل و نقل خودران و لجستیک.

این سه اینترنت یک سوپراینترنت روی پلتفرم اینترنت اشیاء تشکیل می‌دهند. ما حسگرها را در هر دستگاه، ماشین، و وسیله خانگی جاسازی می‌کنیم. آنها رشد محصول را در مزارع، کارخانه‌ها، انبارها، و مراکز توزیع نظارت می‌کنند. ما خانه‌های هوشمند و حمل و نقل هوشمند داریم، همه جمع‌آوری و ارسال داده‌های بزرگ.

پردازش این داده‌ها در اینترنت ارتباطی و حمل و نقل، کارایی تجمعی و بهره‌وری را افزایش می‌دهد، انرژی و فعالیت اقتصادی را مدیریت می‌کند. تا 2030، همه چیز با 100 تریلیون حسگر در همه جا متصل خواهد شد. اساساً، ما سیستم عصبی مرکزی خارجی بشریت را می‌سازیم—مغز خارجی.

این پتانسیل عظیمی دارد، زندگی اقتصادی را دموکراتیک می‌کند. هر کسی با گوشی ارزان و فناوری می‌تواند به نمای شفاف اقتصاد جهانی دسترسی داشته باشد. حتی شرکت‌های بزرگ قبلاً چنین داده‌های بزرگی نداشتند. این فرصت‌ها و قوانین را برابر می‌کند: ما همه می‌دانیم آنچه همه می‌دانند.

همچنین تعامل مستقیم همتا به همتا از طریق اینترنت را امکان‌پذیر می‌کند، واسطه‌ها را حذف می‌کند. ما شرکت‌های یکپارچه عمودی را دور می‌زنیم که ما را به بالا می‌کشیدند. می‌توانیم به عنوان یک خانواده جهانی فکر کنیم، هر شخص را بخشی از آن ببینیم. این اتصال مطلق است.

وجوه برای انرژی هوشمند وجود دارد. اروپا، چین، روسیه—همه سالانه ده‌ها میلیارد دلار برای زیرساخت خرج می‌کنند. چالش واقعی اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری‌ها است.

برای اطلاعات بیشتر در مورد تأثیرات انقلاب صنعتی سوم در زمینه‌های بریکس، [لینک به مقاله مرتبط بریکس]. استراتژی‌های اقتصادی جهانی را از طریق صندوق بین‌المللی پول راه‌حل‌های تغییرات آب و هوایی کاوش کنید. نوآوری‌های انرژی تجدیدپذیر را از سازمان همکاری اقتصادی و توسعه رشد اقتصاد سبز بیاموزید.

در نتیجه، پذیرش انقلاب صنعتی سوم مسیرهایی برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی ارائه می‌دهد در حالی که رشد اقتصادی را از طریق انرژی تجدیدپذیر و زیرساخت دیجیتال احیا می‌کند.

Share This Article
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *